غزلی ناتمام، برای عاشقانه تمام زندگی ام...

 

اینجا کنار من، هوس بوســـــه های تو، همسایه رسیدن یک سیب می شود

وقتی زمان عشق فرا می رسد ولی، ســــــاعت شبیه کودکی ام تند می دود

 

تا انتهای حادثـــــه، بن بست کوچه را... آغــــاز می کند به هوای دو تا شدن

این شعر ماجرای غریبی ست بعد تو، یک مثنوی که سمت دلش راه می رود...

 

 

 

پی نوشت 1: دیگر تمام شد... حالا تو شبیه آرزوهای سپید دخترکی هستی که توی

تمام نقاشی هایش به خودش که می رسید، کنار دلش یک علامت سوال بزرگ می

گذاشت.

پی نوشت 2: دلم برای تو تُنگ است، ماهی غزلم! و چشمهای تو دریای بی قراری هاست...

برای همسرم...

/ 33 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیعی

سلام به خواهر بزرگوارم. موفق باشی و در پناه امام زمان با پست جدید منتظرتانم اگر لایق دونستید. یاعلی

حسن

نظرتون درباره ی دخالتهای بی مورد دیگران در زندگی تون چیه؟ خیلی دوست دارم نظرتون رو حتی در یک جمله بدونم . . . ، به یک داستان کوتاه دعوتید ، نام اثر: انتخاب تاریخ تولد: 1391 کسب رتبه ی ششم کشوری در جشنواره طنز مکتوب ، منتظرتونم

آحمدابهری

سلام.به روزیم. با احترام دعویتد .التماس دعا (پایگاه اشعار آیینی علی رضا خاکساری)

ادبستان لامرد

سلام وقتتون بخیر مطالب زیبا و پر مغزی را در نوشته ها یتان یافتم اگه مایل باشید تبادل لینک کنیم وب من ادبی و حاوی اشعار و نوشته های خودم هست اگه لینک فرمودید امر کنید تا لینکتون کنم [گل]

لوجنک

سایت شعر لوجنک محلی برای ثبت و به اشتراک گذاری اشعار شما ، به همراه نقد در صورت نیاز تبلیغ ما نحوه فعالیت ماست لطفا برای حمایت ، ما را با نام "سایت شعر لوجنک" لینک نمایید www.lojanak.ir

سید علیرضا رئیسی گرگانی

سلام و درود فراوان به شما ادیب فرهیخته و بزرگوار بسیار زیبا و دلنشین بود خواندم و لذت بردم من هم منتظر حضور گرم و نظر ارزشمند شما میمانم ارادتمند رئیسی گرگانی

فاطمه

نه من شمارو میشناسم نه شما منو نمیدونم چی شد از اینجا سر در اوردم اما بهتون تبریک میگم ارزومند ارزوهایتان هستم درضمن منم ادبیات میخونم

محمد

سلام بانو اینروها هزار کی در ما مانور می زند تا یکجا وروشن نتوانیم شفاف تر از آب ساده بگوییم نیچه عضلات فکر را می گیرد .مارکز صدسال تنهایی را در قالبت می کوبد اما اگر هم به زبان می آییم شاید شیرکو یا حکمت یا ریتسوس چراغ می گیرد ولی بیگانگی کامو در ما ست نمی توانم