برای ماهی تُنگ ام...

 

اینک غزل درگیر رؤیای تـــــو و من...

این لحظـــه... مبهوت تماشای تو و من

تو شاعر و من شاعـر و هر واژه شاعر

مستــــــــی کجا داند تمنّــــــای تــو و من

بنشیـــن! هوای سالهـای خسته طــی شد

برخیز... می آید به دنیـــــای تـو و مـــن

فصلی پر از لبخندهای مبــــــهم عشــــق

شعری پر از امروز و فـردای تــو و من

سقفی به نام تـــو، برای هر چه بــــاران

دردی به نام عشــــق، همپای تـــو و من

 

...

پاییزها را می شود در کوچـه گـــم کرد...

وین زخم را حتّی، ز شبهای تـــــو و من

مــا ماهی یک تنگ کوچک می شویم و...

دریاست این؛ دریاست... دریای تو و من...

 

پی نوشت 1: به تو فکر می کنم... آهای آدم خووبی که سالها بعد کفش های جفت شده ات حتی...؛ در پشت در، قلبم را می لرزاند. غروبها که به خانه می آیی...

 

پی نوشت 2: یادمان نرود سرما هر چند سوزنده، ریشه را نمی کشد... همچون درخت باشیم، ریشه در زمین... و سر به آسمان... با شاخه هایی که حتی خشک... حتی مرده... آشیان پرنده هاست...


پی نوشت 3: بخوانید «مهدی آخرتی» عزیز را با:

                                                    گفته بودی نامه بنویسم...

/ 39 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ســـــلــــطــــان 99

با عرض سلام خدمت شما: دوستی برگ گلی نیست که بر باد رود تشنه را آب محال است که از یاد رود [گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][بدرود]

ایزانلو

سلام و خسته نباشید با غزلی کوتاه به روزم. ممنون میشم نقد کنید.[گل]

ســـــلــــطــــان 99

[گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل] [قلب]با سلام : [گل] [قلب]آپم خوشحال میشم ما رو از نظرات خویش بهرمند سازید [گل] [قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل]

آرش کریمی

سلام ahuv. اگه شعری با موضوع حضرت زهرا ( س ) یا زن دارید لطفا برام ایمیل کنید ( برای چاپ در نشریه ادبی ) ممنونم karemi65@yahoo.com

یه دوست

سلام مطالب وبلاگ خیلی خوب بود غریبانه منتظرم کمی غریبانه